شجاع
180
أنيس الناس ( فارسى )
عشق و شهوت دان كه نقصانى بود * مرد را زان عشق تاوانى بود و ازين سبب گفتهاند محبّت با زنان داخل عشق نيست . چرا كه ممكن نگردد كه زنان را به نظر دوست توان داشت ، و آن محبّت مفضى به شهوت نگردد . پس عشق آن بود كه از شايبهء غرض مبرّا و از احتمال شهوت سالم باشد ، و لذّت عاشق منحصر در نظر بود . پس هركس كه دوام لذّت و استدامت عشرت خواهد نظرباز و پاكدامن باشد . و چون عشق برين حال متحلّى گردد و بدين كمال متجلّى شود محبوب و محبّ صاحبذوق و نيكنام و مألوف يكديگر باشند و هرروز كه برآيد محبوب در نظر محبّ خوبتر بود و تعلّق و شوق او زيادت گردد . مثنوى عشقى كه ز عصمت خدايى است * آن عشق نه شهوتى هوايى است عشق آينهء بلند نورست * شهوت ز حساب عشق دورست عشق غرضى بقا ندارد * كس عشق غرض روا ندارد با عشق غرض كجا بود راست * عشقى كه غرض نشست برخاست